دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
19
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
در دست است « 1 » . ترديدى نيست كه پس از مرگ شيخ ابراهيم در حوالى سال 852 / 1448 ، جدايى جدى بين شيخ جعفر و جنيد رخ داد كه اين معضل هنوز در زمان مرگ جنيد حل نشده بود . امّا درباره علت اصلى اين جدايى مطلب درخورى در دست نيست . دليل و سبب آن را بايد در تمايز اعتقادات مذهبى پىجويى كرد . با اين تبيين ، جعفر كه به سنت گذشته پايبند بوده با برادرزاده خويش به دليل گرايشهاى شيعى وى درگير شده است . امكان دارد اين تبين صحت داشته باشد ولى منابع همزمان چندان مؤيد آن نيستند ؛ از اسناد و شواهد درباره ايام نخستين جنيد نمىتوان تصويرى روشن بيرون كشيد چون اين اسناد بيشتر به سلوك ايام پسين زندگى او اشاره دارند . در تاريخچه سلطنتى فضل اللّه خنجى درباره آققويونلوها كه نقل آن در اينجا مناسبت دارد ، آمده كه جنيد از شيوهء زندگى آبا و اجدادى خويش دست كشيد . اين نكته ممكن است حاكى از اتخاذ عقايد مذهبى متمايز باشد و اينكه نويسنده مسأله را زياد نشكافته ، به دليل اين بوده كه در ذهن خود چيزى ديگر نداشته است : او مىگويد كه جنيد براى قدرت دنيوى جان مىفشاند و به طمع فتوحات به سرزمينهاى بيگانه راند و در آناتولى شورشهايى را عليه حكام ايالتى سامان ديد و مدام حملات احمقانهاى را مرتكب شد . همه اين عمليات الزاما در ارتباط با مذهب شيعه نبوده است . براى تمايلات نظامى جنيد زمينههاى كافى درگيرى موجود بوده ، چون مىخوانيم كه هواداران بيشمار او گاهى اردبيل را تبديل به يك اردوى نظامى مىكردند . مقامجويى جنيد ، بىترديد ، موجب تحسين و يا تنقيد بعضى از معاصران او شده ، مخصوصا آنهايى كه زندگى عارفانه پيشينيان صاحب نام او را در نظر داشتند . جنيد چيزى جز يك مرشد آرمانى مذهبى نبود كه زندگى او از مجاهده و گذر از سلك كمال عارفانه شكل گرفته بود . هنگامىكه براى نخستينبار از اردبيل رانده شد ، مدت هفت سال در آذربايجان ، آناتولى و شمال سوريه ، احتمالا در كسوت دراويش ، سرگردان بود بىآنكه به موانع نقش و وظيفه خويش اعتنايى كند . بلندپروازى او موفقيت سياسى و كسب ابزار نظامى براى رسيدن بدان بود . شخصيت فرمند او تأثيرى قاطع در بين عناصر ماجراجو از قبايل تركمان داشت كه با او ملاقات مىكردند . از طرف ديگر ، جنيد بدرستى دريافت كه موفقيت او در رقابت بين قراقويونلوها و آققويونلوها نهفته است . خصومت جهانشاه قراقويونلو جنيد را به طرف رقيب او در شهر آمد رهنمون شد و بالاخره در سال 861 / 1456 ديدارى بين آنها صورت گرفت . اوزون حسن از جنيد استقبال كرد و چنان
--> ( 1 ) - حسن روملو ، منقول در هينتس Irans Aufstieg ، ص 47 به بعد .